*یه بار ازکنار دریا عبورکردی یه عمر امواج برای بوسیدن جای پات میان بیرون*
بانوی دریا

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 29 مهر ماه سال 1385
درد دل

بارالها رحم کن زمین خوردنم را هنگام مرگ وفراق دوستان و تنهایی ام را هنگام جای گرفتن در قبر

وغربتم را در روز قیامت ونیازم را در ان هنگام که برای حسابرسی در پیشگاهت قرار می گیرم

      

   


پنجشنبه 27 مهر ماه سال 1385
تنهایی من

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا کسی اشکهایم را نمی بیند

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست

تنهایی را دوست دارم زیرا ....

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد...
شاید در سکوتی یا شاید در شبی سردو بارانی .....!!!
  

       


دوشنبه 17 مهر ماه سال 1385
هر چی دوست داری بذار

به جای دسته گلی که فردا بر سر قبرم می گذاری امروز با شاخه گلی کوچک یادم

کن. به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم نثار میکنی امروز با تبسمی شادم کن.

به جای متنهای تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها مینویسی امروز با پیامی کوچک

خوشحالم کن من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا
 ************************************
برای هزارمین بار پرسید          تا حالا شده دلتو بشکنم

منم برای هزارمین بار به دروغ گفتم

     نه.... که مبادا دلش بشکنه
**********************************
برو به جهنم ....چون فقط تویی که می تونی بهشتش کنی

فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست بیاری

و بدست بیار چیزی که نمی تونی فراموش کنی
***********************************
یادم باشد!

که حرفی نزنم که به کس بر بخورد

که راهی نروم که بیره باشد

که چیزی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد!!!

که روزگار خوش است

و همه چیز بر وفق مراد است

و تنها......

تنها دل ما دل نیست............



عناوین آخرین یادداشت ها
به دریا خوش آمدید مواظب باشید خیس نشوید دریا گاهی طوفانی ست
اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 7197
ای کاش واژه های عشق غرور دروغ با هم سازگاری نداشتند تا بخاطر عشق از روی غرور به هم دروغ نمی گفتیم